close
تبلیغات در اینترنت
خلفا با اهل بیت چه کردند؟

خلفا با اهل بیت چه کردند؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 

نبي مکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرموده که:

اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتي اهل بيتي.

کتاب خدا و اهل بيت (عليهم السلام) و عترتم را در ميان شما به عنوان يک ثقل و مايه گرانبها مي گذارم.

صحيح مسلم، ج4، ص1873 (چاپ جديد) - صحيح مسلم، ج7، ص123



(برای دیدن سند کامل این حدیث کلیک کنید)



حال چند حدیث از پیامبر ص در خصوص اهل بیت علیهما السلام را مشاهده کنید.



 

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «أتانی جبرئیل قال : یا محمّد إنّ ربّك یحبّ فاطمة فاسجد فسجدت ثمّ قال: إنّ الله یحبّ الحسن والحسین فسجدت ثمّ قال: إنّ الله یحبّ من یحبّهما.


جبرئیل نزد من آمد و گفت: ای محمّد، خدا فاطمه را دوست دارد، پس سجده كن، سجده كردم، سپس گفت: خدا حسن و حسین را هم دوست دارد، پس سجده كردم، سپس گفت: خدا دوست دارد هر كس كه آن دو را دوست بدارد.


منبع: لسان المیزان : 3/275

 



 


 

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «لیلة عرج بی إلى السماء رأیت على باب الجنّة مكتوبا : لا إله إلا الله محمّد رسول الله علیّ حبیب الله الحسن والحسین صفوة الله فاطمة خیرة الله على مبغضیهم لعنة الله»


شبی كه به معراج رفتم بر در بهشت دیدم نوشته شده بود: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، حسن و حسین مصطفایان خدا، فاطمه برگزیده خدا، لعنت خدا بر مبغضین آنان.


منابع: تاریخ بغداد: 1/259 تاریخ دمشق: 14/170 لسان المیزان: 5/70

 

 

 

 

قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّی مَنْ آْذاهَا فَقَدْ آذانِی».


فاطمه پاره وجود من است، هر كه او را بیازارد مرا آزرده است.


منابع: السنن الكبرى ج 10 باب من قال: لا تجوز شهادة الوالد لولده ص 201/ كنز العمّال ج 13 ص 96/نور الأبصار ص52/ ینابیع المودّة ج 2 ص 322.

 

 

 

 

 

قال رسول اللّه صلى الله علیه وآله: «فاطِمَة سِیِّدةُ نِساءِ أَهْلِ الجَنِّة».


فاطمه سرور زنان أهل بهشت است.


منابع: صحیح البخاری ج 3 كتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ مستدرك الصحیحین ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 164/ سنن الترمذی ج 3 ص 226/ كنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ الجامع الصغیر ج 2 ص 654 ح 5760/ سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 123/ الصواعق المحرقة ص 187 و 191/ خصائص الإمام علیّ للنسائی ص 118/ ینابیع المودّة ج 2 ص 79/ الجوهرة فی نسب علیّ وآله ص 17/ البدایة والنهایة ج 2 ص 60.



 

قال رسول الله صلى الله علیه وآله: «یا سلمان، حبّ فاطمة ینفع فی مئة من المواطن أیسر تلك المواطن: الموت و القبر والمیزان و المحشر و الصراط و المحاسبة فمن رضیت عنه ابنتی فاطمة رضیت عنه و من رضیت عنه رضی الله عنه و من غضبت علیه ابنتی فاطمة غضبت علیه و من غضبت علیه غضب الله علیه یا سلمان ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها أمیر المؤمنین علیا و ویل لمن یظلم ذرّیتها و شیعتها».

 


ای سلمان، حبّ فاطمه در 100 جا نافع و مفید است، میسّرترین و راحت‌ترین آنجاها: هنگام مردن، در قبر، در میزان، در محشر، در صراط، در محاسبه، پس هر كه كه دخترم فاطمه از او راضی شود من هم از او راضی می‌شوم و كسی كه من از او راضی شوم خدا از او راضی می‌شود و هر كس كه دخترم فاطمه بر او غضب كند من هم بر او غضبناك می‌شوم و هر كس كه من بر او غضبناك شوم خدا بر او غضبناك می‌شود. ای سلمان وای بر كسی كه به او و به شوهر او أمیر المؤمنین علی ظلم و ستم كند و وای بر كسی كه به نسل و شیعه او ظلم و ستم كند.


منابع: فرائد السمطین: 2 باب 11 ح 219 كشف الغم: 1/467



 

قال النّبی (ص):

حبُّ علی بن ابیطالب(ع) شجره اصلها فی الجنه واغصانها فی الدّنیا فمن تعلّق ببعض اغصانها اوقعه فی الجنه.فرمودند: دوستی و محبت علی ابن ابیطالب (ع) درختی است كه اصل آن در بهشت و شاخه های آن در دنیا است و هر كس به برخی از آن شاخه ها چنگ زند آن شاخه ها او را به بهشت می برند.

 منابع: موصلی ابن حسنویه در درّ بحر مناقب ص 107

 

 

 

قال النّبی(ص):من سبّ علّیاً فقد سبّنی ومن سبّنی فقد سبّ الله فرمودند: هر كس به علی (ع) دشنام دهد مرا دشنام داده و هر كه به من دشنام دهد خدا را دشنام داده است.

منابع: حاكم نیشابوری در مستدرك الصحیحین ج 3 ص 121 

 

 

ابن کثیر به سندش از جابر بن عبداللَّه نقل کرد که رسول‏ خدا(ص) فرمود: «هر کس دوست دارد به آقاى جوانان اهل بهشت نظر کند، باید به حسن ‏بن على نظر کند».

منابع: البدایة و النهایة، ج 8، ص 35 

 

 

 

حاکم نیشابورى به سندش از سلمان نقل کرده که رسول خدا(ص) صلى الله علیه و آله فرمود: «حسن و حسین دو فرزندان من هستند. هر کس آن دو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد خدا او را دوست خواهد داشت. هر کس خدا او را دوست بدارد داخل بهشت خواهد کرد. هر کس این دو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و هر کس مرا دشمن بدارد خدا او را دشمن داشته و هر کس خدا او را دشمن بدارد به جهنم خواهد برد».

منابع : مستدرک حاکم، ج 3، ص 166


 

 


شهادت حضرت زهرا س: 




 حضرت فاطمه س سرور زنان بهشت و پاره ی تن پیامبر ص بود 

پیامبر ص همیشه میگفت:

هر کس بر فاطمه غضب کند بر من غضب کرده 

در زیر واقعه ی هجوم عمر به خانه ی علی ع را که از کتب علمای اهل سنت استخراج شده برایتان قرار داده ام 

خودتان قضاوت کنید آیا این رفتار با اهل بیت پیامبر ص شایسته بود یا نه؟

عادلانه فکر کنید!!!!


 

1-ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتيب دينوري (معروف به ابن قُتَيبَة) در گذشته سال 276 هجري، در کتاب خود بنام الامامة والسياسة جلد اول صفحه  12، چاپ سوم، 2 جلد در يک مجلد، تحت عنوان کيفَ کانَت بيعة علي أبي طالب کرَّمَ الله وجهه (علي کرم الله وجهه چگونه بيعت کرد) با ذکر سند از عبدالله بن عبدالرحمن انصاري روايت کرده که گفت: همانا روزي ابوبکر از عده اي که از بيعت با او سرپيچي کرده و نزد علي جمع شده بودند، سراغ گرفت. پس عمر را به دنبال آنها ـ که در خانه علي جمع شده بودند ـ فرستاد، پس آنها از خارج شدنِ از خانه خودداري نمودند، در اين هنگام عمر دستور داد که هيزم حاضر کنيد و خطاب به اهل خانه گفت: «قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست بايد خارج شويد و الا خانه را با اهلش به آتش مي کشم.» شخصي به عمر گفت: اي ابا حفض، آيا مي داني در اين خانه فاطمه است؟! عمر گفت: اگر چه فاطمه در خانه باشد!


در همان کتاب جلد 1 صفحه 13 با ذکر سند مي گويد: ... پس از چندي که گذشت عمر به ابوبکر گفت بيا تا نزد فاطمه برويم، چرا که ما او را به غضب درآورده ايم. پس به اتفاق يکديگر نزد فاطمه رفته واز او اجازه ورود گرفتند، لکن فاطمه به آنها اجازه ورود نداد، ناچار نزد علي آمده و با او سخن گفتند، تا آنکه آنها را بر فاطمه وارد کرد. پس همين که آن دو نزد فاطمه نشستند، فاطمه صورت خود را به ديوار برگرداند. در اين هنگام آن دو به فاطمه سلام کردند، لکن او جواب سلام آنها را نداد، لذا ابوبکر شروع به سخن کرده و گفت: اي حبيبه رسول خدا آيا ما در مورد ارث پيامبر و همچنين در مورد شوهرت تو را به غضب درآورديم؟ فاطمه گفت: چه مي شود تو را، که اهل و خانواده ات از تو ارث ببرند، لکن ما از محمد ارث نبريم! سپس فاطمه گفت: آيا اگر حديثي از پيامبر را به ياد شما بياورم قبول مي کنيد، و به آن اعتقاد پيدا مي کنيد؟ عمر و ابوبکر گفتند: آري. پس فاطمه گفت: شما را به خدا قسم آيا از پيامبر نشنيديد که مي گفت: «رضايت فاطمه، رضايت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست داشته باشد، همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضي کند مرا راضي کرده است و هر کس فاطمه را به غضب آورد، همانا مرا به غضب آورده است».

عمر و ابوبکر گفتند: آري از پيامبر شنيديم. فاطمه گفت: پس همانا من، خداوند و ملائکه را شاهد مي گيرم که شما دو نفر مرا به سخط و غضب درآورديد و مرا راضي نکرديد، و هرگاه پيامبر را ملاقات کنم از شما دو نفر به او شکايت خواهم کرد. در اين هنگام، ابوبکر شروع به گريه کرد در حالي که فاطمه گفت: به خدا قسم تو را (ابوبکر) در هر نمازي که بخوانم نفرين خواهم کرد.


2-ابن شهر آشوب سروي (درگذشته سال 588هجري) در کتاب المناقب خود جلد سوم صفحه 132 از کتاب المعارف ابن قتيبه دينوري در بيان ذکر اولاد فاطمه(س) چنين نقل مي کند؛ فرزندان فاطمه عبارتند از: حسن ،حسين، زينب، ام کلثوم و محسن که همانا از ضربه قنفذ کشته شد. لازم به تذکر است که در چاپهاي امروزي کتاب المعارف ابن قتيبه چنين آمده است: پس علي داراي چند فرزند شد به نامهاي حسن، حسين، ام کلثوم و زينب کبري که مادرشان فاطمه دختر رسول خدا(ص) بود، لکن محسن ابن علي در سن کودکي به هلاکت رسيد!


3-ذهبي مورخ مشهور (در گذشته سال 748هجري) در کتاب خود بنام «لسان الميزان» جلد اول صفحه 268، شماره 824 تحت عنوان «احمد» با ذکر سند مي گويد: «محمدبن احمد حماد کوفي» (از حافظين حديث اهل سنت) گفته است: «بدون شک عمر چنان لگدي به فاطمه(س) زد که محسن از او سقط شد».


4-عمر رضا کحاله از علماي معاصر اهل سنت، در کتاب خود بنام «اعلام النساء» چاپ پنجم بيروت سال 1404- قسمت حرف«فاء» فاطمة بنت محمد صلي الله عليه وآله با ذکر سند مي گويد: تا آنکه ابوبکر از عده اي که از بيعت با او سر باز زده و تخلف کرده بودند و نزد علي بن ابيطالب(ع) جمع شده بودندٰ مانند عباس و زبير و سعد بن عباده سراغ گرفت، و آنها در خانه فاطمه(س) از بيعت با ابوبکر باز نشسته بودند. پس ابوبکر، عمر بن الخطاب را به سوي آنان فرستاد. عمر روانه منزل فاطمه شده و فرياد کشيد و آنان را به خارج از خانه جهت بيعت فراخواند. آنان از بيرون آمدن خودداري کردند، در اين هنگام عمر هيزم طلبيده و گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست يا از خانه خارج مي شويد و يا آنکه خانه را با اهلش به آتش مي کشم. شخصي به عمر گفت: اي ابا حفض (کنيه عمر)، در اين خانه فاطمه است! عمر گفت: اگر چه فاطمه در اين خانه باشد، آن را به آتش مي کشم!


5-يعقوبي در تاريخ خود جلد دوم صفحه 137 چاپ بيروت تحت عنوان «ايام ابي بکر» (دوران حکومتي ابوبکر) نقل مي کند: زماني که ابوبکر مريض شد، يعني در همان مرضي که مرد، عبدالرحمن بن عوف به عيادت او رفته و از او پرسيد: اي خليفه پيامبر حالت چگونه است؟ ابوبکر گفت: همانا من بر هيچ چيز تأسف نمي خورم مگر بر سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم...اما آن سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم: اي کاش قلاده خلافت را به گردن نينداخته بودم.... اي کاش خانه فاطمه را تفتيش نکرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم، اگر چه با من اعلان جنگ مي کردند.


6-احمدبن يحيي معروف به «بلاذري» در گذشته سال 279 هجري در کتاب خود بنام «انساب الاشراف» چاپ مصر جلد اول صفحه 586 تحت عنوان «امر السقيفة» (گزارشي از سقيفه) حديث شماره 1184 مي گويد: ابوبکر براي بيعت گرفتن از علي(ع) به دنبال وي فرستاد، پس علي(ع) بيعت نکرد. در اين هنگام عمر با شعله اي آتش روانه ي خانه ي علي عليه السلام شد. فاطمه(ع) در پشت درب با او مواجه شده و گفت: اي پسر خطاب آيا تو را در حال آتش زدن خانه ام مي بينم؟ عمر گفت: آري! و آن چنان به اين عمل مُصر و محکم هستم، چنانکه پدرت بر ديني که آورده بود محکم بود.


 7-بلاذري در همان کتاب، صفحه 587، حديث شماره 1188 از ابن عباس روايت مي کند: زماني که علي از بيعت خودداري نمود و در خانه کناره گيري کرده بود، ابوبکر عمر را به سوي علي فرستاد و به وي دستور داد علي را با بدترين صورت نزد من حاضر کن! پس چون عمر نزد علي آمد، بين آن دو سخناني رد و بدل شد. علي گفت: اي عمر بدوش که نيمي از آن مال توست، به خدا قسم آنچه امروز تو را چنين بر امارت و حکومت ابوبکر حريص کرده چيزي نيست جز آنکه فردا حکومت را به تو بسپارد!


8-ابن ابي الحديد معتزلي در شرح خود جلد بيستم صفحه 16 و 17 تحت عنوان ايراد کلام أبي المعالي الجويني في أمر الصحابه و الرد عليه(نقل اعتراضات أبي المعالي جويني در امور صحابه و رد برآن) مي گويد: اگر گفته شود که خانه فاطمه مورد هجوم واقع شد، و صيانتش شکسته شد به خاطر حفظ نظام اسلام و به خاطر جلوگيري از تفرقه مسلمانان، چرا که مسلمانان آن زمان از دين بر مي گشتند و دست از اطاعت بر مي داشتند، در جواب گفته مي شود که: همين کلام و جواب را بدهيد آنجا که در جنگ جمل هودج عايشه مورد هتک واقع شد (چرا که عايشه بر عليه خليفه رسمي مسلملنان قيام کرده) و هودج او مورد حمله قرار گرفت تا آنکه ريسمان اطاعت پاره نشود و اجتماع مسلمين از هم نپاشد و خون مسلمانان به هدر نرود. پس وقتي که جائز باشد حمله به خانه فاطمه به خاطر امري که هنوز واقع نشده بود، بدون شک جائز است حمله به هودج عايشه به خاطر امري که واقع شده بود.


9-شهاب الدين احمد معروف به ابن عبد ربه اندلسي در کتاب العقد الفريد، جلد 4 صفحه 260 چنين مي نويسد: علي و عباس و زبير در خانه فاطمه نشسته بودند تا اينکه ابوبکر، عمر را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بيرون کند، و به او گفت اگر بيرون نيامدند با آنان نبرد کن. عمر ابن خطاب با مقداري آتش به سوي خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را به آتش بکشد. در اين هنگام فاطمه با او روبرو شد و گفت: اي فرزند خطاب آمده اي خانه ما را بسوزاني! عمر گفت: بلي، مگر اينکه شما نيز آن کنيد که امت کردند(بيعت با ابوبکر)

 

 

 



از مطالب بالا میتوان نتیجه گرفت :


عمر به خانه ی علی ع هجوم آورد ، او را تهدید کرد ، خانه را آتش زد ، پاره ی تن پیامبر ص را بین در و دیوار فشرد طوری که محسن او کشته شد ، علی ع را با شمشیر برهنه و دست بسته برای بیعت با ابوبکر بردو........

 


یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیُوتاً غَیْرَ بُیُوتِکُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا (9)

ای کسانی که ایمان آورده اید داخل خانه ی کسی غیر از خودتان نشوید تا این که بر اهلش سلام دهید.


عمر ایه بالا در سوره نور ایه 27 نشنیده بود 

یا خانه ی علی ع را مشمول این آیه نمیدانست 

خلیفه مسلمین به آیات قرآن عمل نکند ازمسلمین چه انتظاری برود؟؟؟؟

 


حال تو رو به خدا عادلانه قضاوت کنید 

این رفتار با اهل بیت پیامبر ص شایسته است 

آیا این ظلم بزرگی در حق اهل بیت علیهما السلام نبود 

مگر پیامبر ص نفرمودند:

هر کس بر فاطمه س غضب کند بر من غضب کرده و هر کس بر من غضب کند مغضوب خداست 

آیا عمر و ابوبکر برفاطمه س غضب نکردند

پس آنها مغضوب خدا و پیغمبر خدا ص هستند و مصداق آیه (غیرالمغضوب علیهم و لاالضالین) در سوره ی حمد 


منتظر جواب برادران اهل سنت هستم 

 

 


دشنام دادن ابوبکر به علی ع :

 

 

 

 

قال النّبی(ص):من سبّ علّیاً فقد سبّنی ومن سبّنی فقد سبّ الله فرمودند: هر كس به علی (ع) دشنام دهد مرا دشنام داده و هر كه به من دشنام دهد خدا را دشنام داده است.

منابع: حاكم نیشابوری در مستدرك الصحیحین ج 3 ص 121 

 

 


ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه نقل مي كند كه چون احتجاج علي وفاطمه (در مورد خلافت)در مردم مؤثر واقع شدپس از رفتن آنها از مسجد ابي بكر بالاي منبر رفت و گفت : ايها الناس !اين چه هياهويي است كه بر پا كرده ايد و گوش به حرف هركس مي دهيد؟چون شهادتش را رد كرده ايم اين حرفها را مي زند.

انما هو (هي)ثعاله شهيده ذنبه !مرت بكل فتنه هوالذي يقول كروها جذعه بعد ما هرمت يستعينون بالضعفه و يستنصرون بالنساء كام طحال احب اهلها اليها البغي !

جز اين نيست كه او علي (يا به روايتي فاطمه )(العياذ بالله )روباهي مي باشد كه شاهد او دم اوست.ماجراجو وبرپا كننده فتنه است وفتنه هاي بزرگ را كوچك نشان مي دهد ومردم را به فتنه و فساد تر غيب وترهيب مي نمايد.كمك از ضعفا وياري از زنها مي طلبد.مانند ام طحال است (كه زني زانيه در جاهليت  بود)

 

 


تو را به خدا اینگونه صحبت کردن درباره ی امام علی ع (دوست و برادر پیامبر ص) و حضرت زهرا س (پاره تن پیامبر ص) نهایت بی ادبی نیست.

بعضی ها میگویند : " شیعیان کافرند ، چون به اصحاب توهین میکنند"

در جوابشان میگوییم 

علی بزرگترین و بهترین اصحاب بود، حال آنکه ابوبکر و عمر و عثمان و به خصوص معویه بار ها و بارها در ملا عام به علی توهین میکردند.

از قدیم گفتن  " ادب را از که آموختی؟ از بی ادبان."

 


 

دستور به سب و لعن امیر المومنین علی ع توسط معاویه:

 

يكي از ايرادهايي كه همواره از طرف اهل سنت نسبت به شيعيان رواج داشته و دارد ، ايراد لعن به برخي از اصحاب پيامبر است كه متأسفانه همين امر ، رنجها و مصيبتهاي فراواني را متوجه شيعيان كرده است. 
از جمله اثبات كفر، وبه تبع آن حلال بودن خون شيعيان است .

 

 عبد من شتم
كسى كه أبو بكر را سبّ و شتم كند كافر است ومن بر جنازه او نماز نمى‏خوانم . سؤال شد: چنين شخصى گوينده «لا إله إلّا اللّه » است ، پس با جنازه او چه كنيم؟ ‏پاسخ داده شد: دست به بدنش نزنيد ، بلكه به وسيله چوب او را برداريد و در ميان خاك پنهان كنيد.

المغنى : ابن قدامه ، ج2 ، ص 419 و الشرح الكبير ، ج10 ، ص 64 و الصارم المسلول ، ابن تيميّة ، ص 575

 

 خطيب بغدادي به نقل از ابوزرعه مينويسد

اگر ديدي كه شخصي يكي از اصحاب رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) را مذمت ميكند ، بدان كه او كافر است.

الكفاية في علم الرواية ، ج1 ، ص119 ، شماره 140 

 

و سرخسي ميگويد 
هر كس در باره خلفا سخنى بگويد كه در آن طعن و اعتراض باشد ، ملحد و بى دين است و از مسلمانى خارج شده است ، و دواى دردچنين شخصى اگر توبه نكند ، شمشير است.

أصول السرخي ، ج2 ،ص134

 

‏ أبو هريره :

 از پيامبر ( صلي الله عليه وآله وسلم ) شنيدم كه فرمود : هر كس أبو بكر و عمر را سبّ و لعن كند ، هفتاد هزار فرشته در آسمان او را لعنت مى‏كنند.

تاريخ بغداد ، ج5 ، ص 280 .

 

چگونه است كه سب و ناسزاگويي به امير المؤمنين بر بالاي منابر ، اشكالي ندارد ؛ اما كوچكترين ايراد گيري به ابوبكر سبب كفر و حلال بودن خون ميشود ؟
‏مگر عليّ بن أبي طالب ( عليه السلام ) از أصحاب و ياران رسول خدا ص نبود؟
‏مگر آن حضرت از خلفا و جانشينان پيامبر خدا شمرده نمى‏شد؟
مگر داماد پيامبر گرامى ( صلي الله عليه وآله وسلم ) و همسر پاره تن آن حضرت نبود ؟
اگر بود ، پس چرا سبّ و لعن على ( عليه السلام ) جنبه شرعى و قانونى به خود مى‏گيرد و كسي كه به آن حضرت ناسزا گفته است ، «خال المؤمنين» لقب ميگيرد ؟


اگر توهین به اصحاب کفر است پس ناچار ابوبکر هم کافر است ، چون علی ع (بهترین صحابه ) را سب کرده است.

 

 

ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه نقل مي كند.

كه چون احتجاج علي وفاطمه (در مورد خلافت)در مردم مؤثر واقع شدپس از رفتن آنها از مسجد ابي بكر بالاي منبر رفت و گفت : ايها الناس !اين چه هياهويي است كه بر پا كرده ايد و گوش به حرف هركس مي دهيد؟چون شهادتش را رد كرده ايم اين حرفها را مي زند.

انما هو (هي)ثعاله شهيده ذنبه !مرت بكل فتنه هوالذي يقول كروها جذعه بعد ما هرمت يستعينون بالضعفه و يستنصرون بالنساء كام طحال احب اهلها اليها البغي

جز اين نيست كه او علي (يا به روايتي فاطمه )(العياذ بالله ) روباهي مي باشد كه شاهد او دم اوست. ماجراجو وبرپا كننده فتنه است وفتنه هاي بزرگ را كوچك نشان مي دهد ومردم را به فتنه و فساد تر غيب وترهيب مي نمايد.كمك از ضعفا وياري از زنها مي طلبد. مانند ام طحال است (كه زني زانيه در جاهليت بود)

 

--همچنین معاویه نیز کافر است چون در مواردی بسیار علی ع و خاندان و را لعن کرده.

این هایی که میگویند سب و ناسزا به اصحاب پیامبر ص کفر است ، وقتي سخن از سب و ناسزاگويي معاويه فرزند أبو سفيان ، به امير المؤمنين عليه السلام به ميان ميآيد ، با تعصب تمام از معاويه دفاع ميكنند و سنت زشتي را كه وي بنيانگذاري كرده است ، با هزار ترفند ، توجيه ميكنند .


عبد الله جدلي مي گويد :

 بر ام سلمه وارد شدم ، به من فرمود : آيا كسي در ميان شما هست كه پيامبر خدا صلي الله عليه وآله را سبّ كند ؟ گفتم : پناه بر خدا ... فرمود : از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم شنيدم كه فرمود : هر كس علي (عليه السلام) را سب كند ، به درستي كه مرا سبّ كرده است .

مسند احمد ، الإمام احمد بن حنبل ، ج 6 ، ص 323 و خصائص أمير المؤمنين (ع) ، النسائي ، ص 99 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 42 ، ص 266 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 3 ، ص 634 و البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج 7 ، ص 391 و المناقب ، الموفق الخوارزمي ، ص 149 و جواهر المطالب في مناقب الإمام علي (ع) ، ابن الدمشقي ، ج 1 ، ص 66

 


هيثمي در مجمع الزوائد به نقل از سعد بن أبي وقاص مينويسد:

سعد بن أبي وقاص مي گوید من و دو نفر دیگر از همراهانم در مسجد نشسته بودیم ؛ پس به علی جسارت کردیم ؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم با عصبانیت به ما رو کرده در حالیکه خشم ایشان در چهره شان دیده می شد ؛ پس از غضب ایشان به خدا پناه بردم ؛ حضرت فرمودند : با من چه کار دارید ( چرا من را آزار می دهید ؟) هرکس علی را آزار دهد من را آزرده است.

مجمع الزوائد ، ج9 ، ص129 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج42 ، ص204و البداية والنهاية ، ج7 ، ص383 .

 

 

 

عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ

قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَعَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ .

پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم خطاب به امام علي ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام فرمود : من با کسی كه شما جنگ با او بكنيد جنگ مي كنم و با كسى كه سازگار باشيد سازگارم‏.

سنن ابن ماجه ، ج1 ، ص166 ، ح142 و المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 149 ذهبي نيز اين روايت را در تلخيص المستدرك آورده است . و نيز طبراني ، در معجم اوسط ، ج5 ، ص182 و معجم كبير ، ج 3 ،‌ ص40 أسد الغابة ، ابن أثير ، ج5 ،‌ ص 522 و البداية والنهاية‌، ابن كثير ، ج8 ، ص40 و . نقل كرده‌اند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جصاص  ، بعد از نقل حديث مي‌گويد :

فاستحقّ من حاربهم اسم المحارب للّه ولرسوله.

 

أحكام القرآن ، ج2 ،‌ ص 508 .

 

از این احادیث موارد زیر استخراج میشود:

1- جنگ با علی جنگ با خدا و رسول خدا است ( پس معاویه در جنگ صفین با خدا و رسولش جنگید)

2- سب علی ، سب خدا و رسول خدا است ( پس به دستور معاویه بر بالای هر منبر خدا و رسولش سب میشدند.)

 

  از این دسته احادیث در کتب شما فراوان است

ما با کتب خودتان ثابت کردیم توهین به امام علی ع توهین به خدا و در نهایت کفر است.

شمایی که ما را به جرم توهین به خلفا کافر میدانی ، یک حدیث (معتبر و مورد تایید جامعه ی اسلام اعم از شیعه و سنی؟) در این خصوص ارائه بده.


و اما اسناد سب امیر المومنین علی ع  توسط معاویه:

 

- ابن كثير سلفي دمشقي در كتاب معتبر البداية والنهاية در فصل فضائل امير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام مينويسد :


عبد الله بن أبي نجيح از پدرش نقل مي كند كه گفت : معاويه در سفر حج و زيارت خانه خدا ، به سعد بن أبي وقاص گفت : درگيريها و جنگ مانع از زيارت خانه خدا شده است ؛ به گونهاي كه بعضي از سنتهاي آن را فراموش كردهام ، تو طواف كن تا پشت سرت ما هم طواف كنيم . پس از اتمام طواف ، در دار الندوة نشست و سعد را كنار خود نشاند و شروع كرد به بدگويي از علي بن أبي طالب (عليه السلام) . سعد گفت : مرا با خودت همراه كردهاي تا از علي بد گويي كني ؟ به خدا سوگند اگر هر يك از سه امتيازي كه علي (عليه السلام) دارد من داشتم ، بهتر بود براي من از آن چه كه در كره زمين خورشيد بر آن ميتابد . يكي اين سخن رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم ) كه در غزوه تبوك به علي (عليه السلام) فرمود : آيا راضي نميشوي كه تو جانشين من باشي همانند هارون نسبت به موسي ، فقط بعد از من پيامبري نخواهد بود.
دوم آن كه در فتح خيبر رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به علي (عليه السلام) فرمود : فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خدا و رسول او را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند ، فتح و پيروزي به دست وي خواهد بود و او فرار نميكند.
سوم آن كه همسر دخترش و دامادش باشم .

از امروز به بعد در هيچ مكاني با تو در يكجا نخواهم نشست . سپس بلند شد و لباسش را تكان داد و رفت.

البداية والنهاية ، ابن كثير ، ج7 ،ص376

 

 

  ابن أبي شيبه در كتاب المصنف مينويسد:  

معاويه در بعضي از سفرهاي حجش باز می گشت ؛ سعد به نزد او آمد ؛ پس سخن از علی پیش آمد و معاویه به علی جسارت کرد .

المصنف ، ابن أبي شيبه ،ج7 ، ص496


 بعد از ماجراي حكمين عمرو بن عاص و مردم شام به سوي معاويه رفتند و خلافت را به وي تبريك گفتند ؛ و ابن عباس ، شريح بن هاني به سوي امير المؤمنين عليه السلام بازگشتند .
علي عليه السلام وقتي نماز صبح ميخواند و دعا ميكرد ، ميگفت : بارالها معاويه ، عمرو عاص ، ابو اعور سلمي ، حبيب ، عبد الرحمن بن خالد ، ضحاك بن قيس و وليد را لعنت كن .

اين خبر وقتي به گوش معاويه رسيد ، او نيز در دعاي هر روز خويش ! امام علي ، امام حسن ، امام حسين عليهم السلام ، ابن عباس و مالك اشتر را لعن ميكرد.

تاريخ طبري ، ج4 ،ص52 ،باب اجتماع الحكمين بدومة الجندل و الكامل في التاريخ ، ج3 ،ص333 ، باب ذكر اجتماع الحكمين

 

 

خوارزمي ، مورخ مشهور اهل سنت در مقتل الحسين مينويسد : 

روز جمعهو زمان برپايي نماز جمعه بود ، معاويه بر فراز منبر قرار گرفت و پس از حمد و ثناي خداوند يادي از علي (عليه السلام) نمود و از وي به بدي ياد كرد ، حسن بن علي كه در مجلس حاضر بود ، از جايش پريد و دو طرف منبر را گرفت و پس از حمد و ثناي خداوند ، اين گونه آغاز سخن نمود : اي مردم ! آن كه مرا ميشناسد كه ميشناسد و آن كه نميشناسد خودم را بر وي معرفي ميكنم . من حسن فرزند علي (عليهما السلام) وفرزند رسول خدا هستم ، همان كه زمين براي وي سجدهگاه و پاك قرار داده شده است ... معاويه در جواب گفت : تو در آرزوي خلافت هستي .

 

امام مجتبي (عليه السلام) فرمود : خلافت مال كسي است كه به كتاب خدا و سنت رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) عمل كند نه كسي كه بر خلاف آن عمل ميكند و سنت رسول خدا را تعطيل ميكند ، چنين كسي مانند آن شخصي است كه صاحب ثروت و مالي شود ؛ ولي جز رنج و مشقت چيز ديگري به دست نياورد.

مقتل الحسين ، ج1 ،ص183 ، ط الثالثة ،انتشارات أنوار الهدي ، ايران 1425هـ .

 

و بلاذري مينويسد: 

معاويه در سخنراني خودش در شهر مدينه ، پس از ستايش خداوند ، يادي از علي (عليه السلام) كرد و از او بدگويي نمود ، سپس قتل عثمان و پناه دادن به قاتلين عثمان را به آن حضرت نسبت داد ؛ با اين كه امام حسن بن علي (عليهما السلام) در مجلس حاضر بود.

أنساب الأشراف ، ج5 ،ص105 

 


  ابن عبد ربه در العقد الفريد مينويسد :

 

همزمان با شهادت امام مجتبي (عليه السلام) معاويه به زيارت خانه خدا آمد ، سپس وارد مدينه شد و اعلام كرد كه ميخواهد براي مردم سخنراني كند و در ضمن تصميم داشت بالاي منبر علي (عليه السلام) را لعنت كند . گفتند : سعد بن أبي وقاص در مدينه حضور دارد و به اين كار رضايت نمي دهد ، كسي را مأمور كن تا نظر وي را جويا شود . فرستاده معاويه رفت و سعد را در جريان گذاشت ، سعد گفت : اگر اين كا را بكند از مسجد بيرون ميروم و هيچ گاه به مسجد قدم نميگذارم . معاويه از تصميمش منصرف شد و تا زماني كه سعد در قيد حيات بود جرأت سب و لعن علي (عليه السلام) را نداشت . پس از مرگ سعد معاويه بر فراز منبر علي (عليه السلام) را لعن كرد و به فرماندارانش نيز دستور داد تا آن حضرت را لعن كنند . .

 

ام سلمه همسر پيامبر به معاويه طي نامهاي نوشت كه شما در منبرها خدا و رسول را لعن ميكنيد ؛ چرا كه سب علي ، سب خدا و رسول است ، شهادت مي دهم كه خدا و رسول ، علي را دوست دارند  ولي معاويه توجهي نكرد.

العقد الفريد ، ج4 ، ص335 ، ط الأولي ، دار الكتاب العربي ، بيروت ، 1411 هـ .

 

 

كمال الدين عمر بن أحمد بن العديم در كتاب بغية الطلب في تاريخ حلب ، در سيره صحابي جليل القدر أبو ايوب انصاري رضوان الله عليه مينويسد:

ابو ايوب خالد بن زيد ، از شركت كنندگان در جنگ بدر و كسي است كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) هنگام ورود به مدينه به منزل او وارد شد و در جنگ صفين در ركاب علي (عليه السلام) هم در جبهه مقدم لشكريان آن حضرت بود و در نهروان هم با خوارج جنگيد . وقتي كه معاويه را ديد كه علي (عليه السلام) را سبّ و لعن ميكند ،گفت : اي معاويه ! از سب علي در ميان مردم دست بردار . معاويه در پاسخ گفت : دست بردار نيستم . ابو ايوب گفت : به خدا سوگند سرزميني كه در آن از علي (عليه السلام) بد گويي شود هيچ وقت در آن زندگي نخواهم كرد ،و لذا به سواحل دريا مهاجرت كرد و در همان جا از دنيا رفت.

بغية الطلب ، في تاريخ حلب ، ج7 ، ص3032 ،ط دار الفكر ، بيروت.

 

.پس تا این جا فهمیدیم خال المومنین معاویه علی را سب و لعن میکرد. فلذا خدا  و رسول خدا را سب و لعن میکرد ، پس کفر او مشخص است

 


 

سب امیر المومنین توسط بنی امیه:

 

خلفاي بني اميه از سال چهل ويك كه سال خلع حسن بن علي از خلافت بود تا سال نودونه آخرين روزهاي حكومت سليمان بن عبد الملك و آغاز حكومت عمر بن عبد العزيز ، علي (عليه السلام) را سب ولعن مي‌كردند.

تاريخ أبي الفداء ، فصل في ذكر إبطال عمر بن عبد العزيز سب علي بن أبي طالب علي المنابر ، ج1 ،‌ ص287 .

آلوسي ، مفسر نام‌آور اهل سنت در تفسير آيه : «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ ... » (النحل / 90) مي‌نويسد :
عمر بن عبد العزيز ، زماني كه به خلافت رسيد ،‌ احسان و نيكوكاري را به جاي ناسزاگويي به علي (عليه السلام) قرار داد وزنده كرد، بني اميه كه غضب خداوند بر آن‌ها باد ، در پايان خطبه‌هاي نماز جمعه تا زمان عمر بن عبد العزيز به علي (عليه السلام) ناسزا مي‌گفتند كه اين از بهترين آثار و افتخار عمر بن عبد العزيز به شمار مي‌رود .
روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ، آلوسي ، ج7 ، ص456 ، ط الأولي ، دار الكتب العلمية ، بيروت ، 1422 هـ .
تحريف روايت منزلت 
خطيب بغدادي در تاريخ بغداد مي‌نويسد :
اسماعيل بن عياش گفته است : با حریز از مصر تا مکه همراه بودم ؛ پس از علی بد گفته و حضرت را لعن می کرد ؛ و به من گفت : این روایتی که برای مردم نقل می کنی که پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم ) به علی به می گفت : «جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است » این سند درست است اما شنونده اشتباه کرده است !!!
گفتم پس درست آن چیست ؟ گفت : پیغمبر گفته اند « جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه قارون نسبت به موسی است»!!! ؛ گفتم این را از چه کسی نقل می کنی ؟ گفت : این را از ولید بن عبد الملک شنیده ام که آن را بالای منبر می گفت !!!
تاريخ بغداد ، ج8 ، ص262 و تاريخ مدينة دمشق ، ج12 ،‌ص349 و تهذيب الكمال ، مزي ، ج5 ، ص577 و تهذيب التهذيب ، ابن حجر ، ج2 ، ص209 و تاريخ الإسلام ، ذهبي ، ج10 ، ص 122 و ميزان الاعتدال ، ذهبي ، ج3 ، ص389 شماره : 6894.
تهمت ارتداد به امير المؤمنين عليه السلام:
ابن أبي الحديد شافعي در شرح نهج البلاغه ، ج4 ، ص 63 به نقل از استادش ابو جعفر اسكافي مي‌نويسد :
أن معاوية وضع قوما من الصحابة وقوما من التابعين على رواية أخبار قبيحة في علي عليه السلام ، تقتضي الطعن فيه والبراءة منه ، وجعل لهم على ذلك جعلا يرغب في مثله ، فاختلقوا ما أرضاه ، منهم أبو هريرة وعمرو بن العاص والمغيرة بن شعبة ، ومن التابعين عروة بن الزبير .
معاويه ، گروهي از صحابه و تابعين را گماشت تا روايات و احاديث دروغيني كه بيانگر نقض و بيزاري جستن از علي (عليه السلام) باشد ، بسازند . و حقوقتي هم براي آنان مقرر كرد كه از اين افراد ابوهريره ، عمروعاص ،‌ مغيرة بن شعبة ، از اصحاب و عروة بن زبير از تابعان مي باشد .
بعد در ادامه مي‌نويسد :
روى الزهري أن عروة بن الزبير حدثه ، قال : حدثتني عائشة قالت : كنت عند رسول الله إذ أقبل العباس وعلى ، فقال : يا عائشة ، إن هذين يموتان على غير ملتي أو قال ديني .
زهري روايت كرده است كه عروة بن زبير براي او نقل كرد كه عايشه به من گفت : من پيش رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) بودم ، در همان عباس و علي عليه السلام وارد شد . رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود : " اي عايشه ! اين دو نفر در حالي از دنيا مي‌رود كه بر غير ملت و يا دين من هستند " .
ابن أبي الحديد شافعي مي‌نويسد :
وروى عبد الرزاق عن معمر ، قال : كان عند الزهري حديثان عن عروة عن عائشة في علي عليه السلام ، فسألته عنهما يوما ، فقال : ما تصنع بهما وبحديثهما ! الله أعلم بهما ، إني لأتهمهما في بني هاشم . قال : فأما الحديث الأول ، فقد ذكرناه ، وأما الحديث الثاني فهو أن عروة زعم أن عائشة حدثته ، قالت : كنت عند النبي صلى الله عليه وسلم إذ أقبل العباس وعلى ، فقال : ( يا عائشة ، إن سرك أن تنظري إلى رجلين من أهل النار فانظري إلى هذين قد طلعا ) ، فنظرت ، فإذا العباس وعلي بن أبي طالب .
عبد الرزاق از معمر نقل كرده است كه گفت : نزد زهري دو حديث به نقل از عروه و از عايشه در باره علي وجود داشت ، و لذا من از وي در باره آن دو حديث سؤال كردم ، گفت : با اين دو حديث و راويان آن چه كار بكنم ، خدا از آن دو نفر آگاه‌تر است ، من رابطه اين دو نفر را با به بني هاشم خوب نمي‌دانم .
اما حديث اول كه گذشت (روايت قبلي) و اما حديث دوم اين است كه : عروة مي‌گويد : از عايشه شنيدم كه گفت : نزد رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) بودم ، فرمود : اي عايشه ! اگر دوست داري دو نفر از اهل آتش را ببيني ، پس به اين دو نفر بنگر ، نگاه كردم ديدم عباس و علي وارد شدند .

 

  

برای دیدن روایات بیشتر کلیک کنید. 

  

امروز بسیاری از وهابیون و عده ای از برادران اهل سنت از بنی امیه دفاع میکنند ، در حالی که آنها دشمنان اصلی اهل بیت علیهما السلام و

رسول خدا ص بودند و به تعبیر قرآن شجره ی ملعونه بودند

 



یمسم.

 

گکبسیب:










 



:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: شهادت حضرت زهرا س , شهادت فاطمه س , شهادت حضرت فاطمه س در کتب اهل سنت , هجوم به خانه ی علی ع , سب امام علی ع توسط ابوبکر , سب امام علی ع توسط معاویه , سب و لعن امام علی توسط بنی امیه , خلفا با اهل بیت چه کردند ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 20
نویسنده : علیرضاافراسیابی
تاریخ : یکشنبه 13 مهر 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات