close
تبلیغات در اینترنت
بررسی حدیث غدیر

بررسی حدیث غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم 


ابتدا فرا رسیدن عید غدیر خم را به همه ی مسلمانان جهان تبریک میگویم.

در این پسن بنا دارم به طور خلاصه و مختصر به بررسی حدیث غدیر بپردازم.

اگر برادران سنی به این حدیث توجه کنند حقیقت را میابند.

اهمیت این حدیث نیز همین موضوع است، اینکه حقیقت را برملا کرده و حق را از باطل جدا میکند.


حدیث غدیر در منابع اهل سنت 


شرح مختصری بر خطبه ی غدیر غدیر:


آفتاب داغ نيمروز هجدهم ماه ذى الحجه بر سرزمين غدير خم به شدت مى‏تابيد وگروه انبوهى كه تاريخ تعداد آنها را از هفتاد هزار تا صد وبيست هزار ضبط كرده است در آن محل به فرمان پيامبر خدا فرود آمده بودند ودر انتظار حادثه تاريخى آن روز به سر مى‏بردند، در حالى كه از شدت گرما رداها را به دو نيم كرده، نيمى بر سر ونيم ديگر را زير پا انداخته بودند.


در آن لحظات حساس، طنين اذان ظهر سراسر بيابان را فرا گرفت ونداى تكبير مؤذن بلند شد. مردم خود را براى اداى نماز ظهر آماده كردند وپيامبر نماز ظهر را با آن اجتماع پرشكوه، كه سرزمين غدير نظير آن را هرگز به خاطر نداشت، بجا آورد وسپس به ميان جميعت آمد وبر منبر بلندى كه از جهاز شتران ترتيب يافته بود قرار گرفت وبا صداى بلند خطبه‏اى به شرح زير ايراد كرد:


ستايش از آن خداست.از او يارى مى‏خواهيم وبه او ايمان داريم وبر او توكل مى‏كنيم واز شر نفسهاى خويش وبدى كردارهايمان به خدايى پناه مى‏بريم كه جز او براى گمراهان هادى وراهنمايى نيست; خدايى كه هركس را هدايت كرد براى او گمراه كننده‏اى نيست. گواهى مى‏دهيم كه خدايى جز او نيست ومحمد بنده خدا وفرستاده اوست.


هان اى مردم، نزديك است كه من دعوت حق را لبيك گويم و از ميان شما بروم. ومن مسئولم و شما نيز مسئول هستيد. در باره من چه فكر مى‏كنيد؟


ياران پيامبر گفتند: گواهى مى‏دهيم كه تو آيين خدا را تبليغ كردى ونسبت‏به ما خيرخواهى ونصيحت كردى ودر اين راه بسيار كوشيدى خداوند به تو پاداش نيك بدهد.


پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم، وقتى مجددا آرامش بر جمعيت‏حكمفرما شد، فرمود:


آيا شما گواهى نمى‏دهيد كه جز خدا، خدايى نيست ومحمد بنده خدا وپيامبر اوست؟ بهشت ودوزخ ومرگ حق است وروز رستاخيز بدون شك فرا خواهد رسيد وخداوند كسانى را كه در خاك پنهان شده‏اند زنده خواهد كرد؟


ياران پيامبر گفتند: آرى، آرى، گواهى مى‏دهيم.


پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ادامه داد:


من در ميان شما دو چيز گرانبها به يادگار مى‏گذارم; چگونه با آنها معامله خواهيد كرد؟ناشناسى پرسيد: مقصود از اين دو چيز گرانبها چيست؟


پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:


ثقل اكبر كتاب خداست كه يك طرف آن در دست‏خدا وطرف ديگرش در دست‏شماست. به كتاب او چنگ بزنيد تا گمراه نشويد. وثقل اصغر عترت واهل بيت من است. خدايم به من خبر داده كه دو يادگار من تا روز رستاخيز از هم جدا نمى‏شوند.


هان اى مردم،بركتاب خدا وعترت من پيشى نگيريد واز آن دو عقب نمانيد تا نابود نشويد.


در اين موقع پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دست‏حضرت على عليه السلام را گرفت و بالا برد، تا جايى كه سفيدى زير بغل او بر همه مردم نمايان شد وهمه حضرت على عليه السلام را در كنار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ديدند و او را به خوبى شناختند ودريافتند كه مقصود از اين اجتماع مسئله‏اى است كه مربوط به حضرت على عليه السلام است و همگى با ولع خاصى آماده شدند كه به سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گوش فرا دهند.


پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:


هان اى مردم، سزاوارترين فرد بر مؤمنان از خود آنان كيست؟


ياران پيامبر پاسخ دادند:خداوند و پيامبر او بهتر مى‏دانند.


پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ادامه داد:


خداوند مولاى من و من مولاى مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان اولى وسزاوارترم. هان اى مردم،«هر كس كه من مولا و رهبر او هستم، على هم مولا ورهبر اوست‏».


رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم اين جمله آخر را سه بار تكرار كرد  وسپس ادامه داد:


پروردگارا، دوست‏بدار كسى را كه على را دوست‏بدارد ودشمن بدار كسى را كه على را دشمن بدارد.خدايا، ياران على را يارى كن ودشمنان او را خوار وذليل گردان. پروردگارا، على را محور حق قرار ده.


سپس افزود:


لازم است‏حاضران به غايبان خبر دهند وديگران را از اين امر مطلع كنند.


هنوز اجتماع با شكوه به حال خود باقى بود كه فرشته وحى فرود آمد وبه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم بشارت داد كه خداوند امروز دين خود را تكميل كرد ونعمت‏خويش را بر مؤمنان بتمامه ارزانى داشت. 


در اين لحظه، صداى تكبير پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بلند شد وفرمود:


خدا را سپاسگزارم كه دين خود را كامل كرد و نعمت‏خود را به پايان رسانيد واز رسالت من و ولايت على پس از من خشنود شد.


پيامبر از جايگاه خود فرود آمد وياران او، دسته دسته، به حضرت على عليه السلام تبريك مى‏گفتند واو را مولاى خود ومولاى هر مرد وزن مؤمنى مى‏خواندند. در اين موقع حسان بن ثابت، شاعر رسول خدا، برخاست واين واقعه بزرگ تاريخى را در قالب شعرى با شكوه ريخت وبه آن رنگ جاودانى بخشيد. از چكامه معروف او فقط به ترجمه دو بيت مى‏پردازيم:


پيامبر به حضرت على فرمود:برخيز كه من تو را به پيشوايى مردم وراهنمايى آنان پس از خود برگزيدم.هر كس كه من مولاى او هستم، على نيز مولاى او است. مردم! بر شما لازم است از پيروان راستين ودوستداران واقعى على باشيد. 




سال دهم هجرت بود ، پیامبر ص برای انجام فر یضه و تعلیم مراسیم حج به مکه عزیمت کردند.

چون این اتفاق در سال آخر عمر ایشان بود به حجه الوداع معروف شد.

افرادی که در این اتفاق همراه پیامبر ص بودند تا صد و بیست هزار نفرا تخمین زده شده اند. 

وقتی کاروان به منطقه ی غدیر خم رسید از حرکت باز ایستاد 

پیامبر ص دستور توقف داد و منتظر ماند بقیه نیز برسند. 

همه تعجب زده بودند.

این چه امر مهمی است که پیامبر ص به خاطر آن ما را در این بیابان سوزان نگه داشته است!!!!!!!

فرشته ی وحی فرود آمده و این ایه نازل شد:


یا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس .(مائده:67)

«اى پيامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است‏به مردم برسان واگر نرسانى رسالت‏خداى را بجا نياورده‏اى; و خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى‏كند». 


اهمیت این امر آنقدر زیاد بود که خداوند فرمود : "اگر نرسانى رسالت‏خداى را بجا نياورده‏اى" 


همچنین پیامبر ص احتمال میداد که پس از این ماموریت از جانب مردم آسیبی به او برسد و خدا برای تقویت اراده ی او فرمود:

والله یعصمک من الناس 




حدیث غدیر مانند خورشیدی است که راه حقیقت را نشان میدهد، اما جه کنیم 

مردم اهل تفکر نیستند!!!!!!

اگر کمی تامل میکردند با همین یک حدیث پی به جانشینی علی ع میبردند.

طی بحث هایی که با یکی از دوستان ( م-ح یکی از دوستان سنی من ) داشتم ، بین من و او حرف هایی رد و بدل شد که خالی از لطف نیست آن را مطالعه کنید.



م-ح : اصلا من حدیث غدیر رو قبول ندارم 

این حدیث از ساخته های شیعیان است 

با این جعل حدیث ها نمیتوانید حقانیت خود را ثابت کنید.!!!!


من : اولا ما برای اثبات حقانیت خود نیازی به جعل حدیث نداریم، حقانیت شیعه مثل روز روشنه

دوما : به جای تهممت زدن بهتره بری کتابای خودتون رو بخونی تا ببینی این حدیث چند بار  تکرار شده.

سوما : این حدیث توسط تعداد زیادی از اصحاب پیامبر ص مثل ابوذر نقل شده 

تعداد زیادی از علمای اهل سنت این حدیث را نقل کرده اند که علامه امیی ره نام 360 تن از آنان را در کتاب الغدیر نوشته.


طبرى، مورخ بزرگ اسلامى، كتابى به نام «الولاية في طريق حديث الغدير» نوشته، اين حديث را از متجاوز از هفتاد طريق از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده است.


ابن عقده كوفى در رساله «ولايت‏» اين حديث را از صد وپنج تن نقل كرده است.


ابوبكر محمد بن عمر بغدادى، معروف به جعانى، اين حديث را از بيست وپنج طريق نقل كرده است.


تعداد كسانى كه مستقلا پيرامون خصوصيات اين واقعه تاريخى كتاب نوشته‏اند بيست وشش نفر است. 

همچنین همه ی علمای شیعه این حدیث را نقل کرده اند 

جامع تر از همه علامه امینی ره در کتاب الغدیر.

این حدیث مورد قبول جامعه ی اسلامی اعم از شیعه وسنی است.

واقعا باعث تعجب است که حدیث غدیر را ساخته ی ذهن شیعیان میدانی در حالی که شیعیان مبرا از جعل حدیث هستند.




م-ح  : گیرم که حدیث غدیر درست باشه 

من از پدرم شنیدم کلمه ی مولا در حدیث غدیر به معنی " دوست" است.

یعنی پیامبر ص اصحاب را دستور به دوست داشتن علی رضی الله عنه دادند نه جانشینی ایشان.




من : تو رو به خدا خودت قضاوت کن 

اولا : دوست داشتن علی ع آنقدر مهم بود که خداوند برای آن ایه نازل کند ؟؟؟؟

و اگر پیامبر ص ان را به مردم نمیرساند رسالت خود را به پایان نرسانده بود؟؟؟

یا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس .(مائده:67)

از آیه ی بالا استنباط میشود کلمه ی ولی به معنی جانشین و امام است.

 دوما : اکثر علمای شما کلمه ی ولی در حدیث غدیر را به معنی امام و جانشین بیان کرده اند

سوما : پیامبر ص تو اون گرمای شدید مردمو سه روز نگه داره 

و خطبه ای طولانی قرائت کنه که بگه 

مردم من علی را دوست دارم شما هم علی را دوست بدارید 

این واقعا باعقل جور در میاد 

چهارما : ابوبکر ، عمر و عثمان از اولین کسانی بودند که با علی ع بیعت کردند پس معلوم میشود کلمه ی مولا به معنی امام است.



2. ابو جعفر اسكافي معتزلي متوفاي 220ه‍.ق در كتاب المعيار و الموازنه 

حديث غدير را از احاديث متواتر در بين مسلمانان قلمداد كرده است و در جواب كساني‌ كه معتقدند: منظور حديث، دوستي حضرت‌ علي عليه السّلام است نه ولايت او، مي‌گويد: اول حديث و آخر آن، اين سخن را باطل مي‌كند؛ زيرا در آغاز حديث، پيامبر صلي الله عليه و آله مي ‌فرمايد: «الست اولي بالمؤمنين من انفسهم؟» آيا من از مؤمنان به خودشان نزديك ‌تر نيستم؟ همين ‌طور در آخر حديث مي‌ فرمايند: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»: خداوندا دوست بدار كسي كه علي را دوست مي‌ دارد و دشمني كن با كسي كه با علي عليه السّلام دشمني مي‌كند.جداي از اين، تبريك عمر به علي عليه السّلام كه با جمله «بخ ‌بخ» آغاز شده بود، بر آن دلالت دارد(اسكافي، [بي‌تا]، ص26). 




ادامه دارد ........



:: موضوعات مرتبط:
:: برچسب‌ها: غدیر , عید غدیر , خطبه غدیر , خلا فت علی ع , بررسی حدیث غدیر ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5
نویسنده : علیرضاافراسیابی
تاریخ : یکشنبه 20 مهر 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات